 |

|
 |
|
|
|
|
جشن ها ، آیین ها و باورها ؛ فروردین ماه |
|
|
< جشن نوروز >
؛ روز اورمزد و فروردین ماه - یک فروردین ماه
|
|
|
جشن نوروز
از پر شکوه ترین جشنهای به یادگار مانده از پیشینیان است ، برخی بوجود آمدن
جشن نوروز را به جمشید شاه پیشدادی نسبت میدهند و آنرا نوروز جمشیدی نیز
مینامند که چنین باوری درآثار بزرگانی چون فردوسی و خیام وابوریحان و... آمده
است ؛ چنانچه روانشادِ بزرگ ، فردوسی می آورد :
|
|
سر سال نو
هرمز و فروردین بر آسوده از رنج تن دل زکین
بحمشید بر گوهر افشاندند مر آنروز را روز نو خواندند
چنین جشن
فرخ از آن روزگار بمانده از آن خسروان یادگار
|
|
همچنین
حکیم عمر خیام در نوروز نامه ی خود چنین آورده است :
" سبب نام نهادن نوروز از آن بوده است که آفتاب در هر سیصد و شصت و پنج شبانه
روز و ربعی ، به اول دقیقه حمل باز آید و چون جمشید آن روز را دریافت ، نوروز
نام نهاد ... "
در آثارالباقیه آورده است :
" از آداب جشن نوروز این بود که در صحن هر خانه بر هفت ستون ، هفت رقم از
غلات میکاشتند و هر یک از آنها که بهتر میرویید ، دلیل ترقی آن نوع غله در
سال نو می دانستند . "
همچنین در المحاسن الاضداد آورده است :
" بیست و پنج روز قبل از نوروز در صحن کاخ سلطنتی دوازده ستون از خشت خام بر
پا میشد که برهر یک از آنها یکی از حبوبات را می کاشتند و آنها را نمی چیدند
مگر با نغمه سرایی و خواندن آواز . در ششمین روز نوروز این حبوب را می کندند
و در مجلس پراکنده می نمودند و تا شانزدهم فروردین که مهرروز نام دارد آنرا
جمع نمی کردند . "
بنا به باور سنتی زرتشتیان(نه باور اصیل زرتشتی) ، اهورا مزدا ، جهان گیتی را
در شش هنگام ( چهره یا گاهنبار ) آفریده است و هر چهره نیز در پنج روز بوده
است ، بگونه ای که ابتدا آسمان و سپس آب و زمین و گیاهان و جانوران و در
آخرین گاهنبار ، انسان آفریده شده است که با آفریدن انسان ، آفرینش به کمال
خود رسیده است ، از همین روی جشن نوروز نیز با نزدیک بودن به آخرین ازاین
گاهنبارها ، با شکوه بیشتری برگزارمیشده است .
از جمله ویژگیهای این جشن ، فصل پیدایش آن ، بهار است ، که خود شادابی و خرمی
ویژه ای بدین جشن میدهد و از آنجایی که سرزمین اهوراییمان شامل هر چهار فصل
کامل میباشد ، این جشن ِ بزرگ ، جشن جهانی طبیعت شناخته شده است .
|
|
|
< سفره ی جشن ها و آیین ها >
|
|
|
در هریک از
آیین های زرتشتی ، در جایگاه مراسم ( چه در خانه ، آتشکده و یا آدریان و... )
سفره ای گسترانیده میشود که تقریباً در همگی آنان نمادهایی از شش امشا سپندان
وجود دارد ، چونان که سفره ای را که از پارچه ای سفید می گسترانند ، نمادی
است از امشا سپند سپندارمز و خود این امشا سپند را نگاهبان زمین دانیم ؛
آتشدانی با آتشی فروزان در کنار سفره نهاده میشود که نماد اَردیبهشت امشا
سپند باشد و موادی خوشبو چونان چوب سندل و کندُر و... بر آن می نهند ؛ شیر یا
یکی از فرآورده های شیر در سفره ، نشان از وهمن امشا سپند دارد ؛ سبزه نیز
نماد اَمرداد امشاسپند است ؛ یک تاس روزین را نیز از آب کرده تا آبش نشان از
خورداد امشا سپند و تاس روزین آن نمادی از شهریورامشا سپند باشد ؛ افزون بر
اینها ، دیگر خوراکی ها نیز بر سر سفره قرار دارد ، که البته در هریک از
مراسم ها چیزهای دیگری نیز به این مجموعه اضافه میگردد . |
|
|
< سفره ی نوروزی >
|
|
|
سفره ی
نوروزی که پیش از فرا رسیدن نوروزآماده میگردد ، افزون برآنچه در بخش سفره ی
جشنها و آیین ها آورده شده ، در بر گیرنده ی میوه ها ، چند گونه شیرینی ، نان
شیر و کماج شیرین ، کتاب اوستا ، شمعی روشن ، آیینه و گلابدان و چند تخم مرغ
رنگ کرده ( به نشان باروری ) نیز میباشد .
همچنین برای آجیل نوروز ، پارچه ای گلدوزی شده از ابریشم را بسان کیسه ای
درآورده ( که رولُگ نام دارد) و مقداری فندق و پسته و بادام و تخم کدوی بو
داده را در آن می نهند و بر سر سفره می گذارند .
در ظرف آب نیز گاهی برگ خشک آویشن و اناری قرار میدهند و همچنین کوزه ای نو و
سبزه در سفره قرار دارد . |
|
|
< سبزه >
|
|
|
برای آنکه
سرزندگی ، رویش و سرسبزی را به هنگام نوروز احساس کنیم و به نشان اینها ، بر
سرسفره ی نوروزی ، سبزه قرار میدهیم .
سبزه را همکیشان یزدی < شِشَه > مینامند چه از کاشتن و سبز شدن دانه های
گیاهانی چون : گندم ، عدس ، ماش و شاهی ( تره تیزک ) و... به دست می آید ؛
برخی این دانه ها را بر روی کوزه سبز میکنند . |
|
|
< هفت سین >
|
|
|
آنگونه که
در میان دیگرهم میهنان ایرانی که زرتشتی نیستند مرسوم شده است ، بر سر سفره ی
نوروزی از هفت چیز خوردنی بر سر سفره استفاده میکنند که چنین چیزی و اصرار بر
هفت بودن آن چیزها و یا شروع شدنشان با حرف < س > در میان زرتشتیان نمیباشد و
تنها میکوشند تا بهترین داده های خداوندی را بر سر سفره ی نوروزی و دیگر
مراسمها بگذارند .
بیگمان اینکه اینها هفت چیز هستند ، از باور ایرانیان باستان بر مقدس بودن
عدد هفت سرچشمه گرفته است ؛ چونان باور بر هفت مرحله ی تکامل ، هفت امشا
سپندان و ... .
بنا بر باوری ، در گذشته این رسم برهفت < ش > بوده است و چیزهایی چون شیرینی
و شمع و شربت و ... بر سر سفره می نهادند که چنین باوری بنا بر بسیاری اندیشه
ها و باورها نمیتواند درست باشد ، چرا که از آنجایی که ریشه و پایه ی چنین
آیینی ایرانی بوده است بنابراین نمی توانسته است که بخشی از آن غیر ایرانی
باشد ، چرا که ریشه ی واژه های یاد شده ، در چندین مورد عربی است !! این باور
شاید به خاطر آن باشد که در دوره ی اشکانیان و ساسانیان ، واژه هایی که دارای
معانی یکسان بوده اند ، در یک دوره با < س > تلفظ میشده اند ( دوره ی
ساسانیان ) و در دوره ی دیگر ( اشکانیان ) آن واژه ها با همان چم ، با حرف
<ش> آغاز و تلفظ میشده اند .
باور دیگری میگوید ، اینها هفت < چین > بوده است ، بدان چم (معنا) که هفت چیز
چیدنی بر سر سفره می نهادند و باور دیگری میگوید حرف < س > و واژه ی < سین >
از سینی آمده ، چرا که در گذشته این سری خوردنی ها را داخل سینی قرار میدادند
و هرکدام را در یک سینی .
همانگونه که اشاره شد ، اصراری از سوی زرتشتیان بر باور هفت سین نیست ولی
بسیاری از هم کیشان نیز چنین رسمی را بر سر سفره ی نوروزی بر پا میدارند و آن
چیزی که امروزه به عنوان هفت سین نوروزی هستند ، به قرار زیرند که بنا بر
باورهایی ، اینها نیز هریک نماد یک امشا سپند هستند :
1 .
< سیر > ؛ که آن را نشانی از اهورامزدا دانند .
2 .
<
سبزه > ؛ نشان سرسبزی و خرمی و نماد اردی بهشت امشا سپند ، اردی بهشت ، ماه
سبزی و خرمی .
3 .
< سماک > ؛ واژه ی سماک از ریشه ی پارسی < سَم > و به چم ساییده شدن است که
بعدها < ک > دراین واژه به خاطر نبودن < ک > در زبان عربی ، به < ق > تبدیل
شده است و امروزه < سماق > گویند ؛ این گیاه را نماد خورداد امشا سپند دانند
، زیرا گیاه سماک در این ماه گل داده و بارور میشود .
4 .
< سمنو > ؛
نشانی است از شهریور امشا سپند ، زیرا جوانه های گندم که سمنو از آن به دست
می آید ، در این ماه شکوفه میدهد ؛ ماه سمبله .
5 .
< سرکه > ؛ نماد امرداد امشا سپند ، زیرا میوه ی انگور که سرکه از آن است در
این ماه رسیده میشود .
6 .
< سنجد > ؛ نشانی از بهمن امشا سپند ، ماهی که در آن میوه ی سنجد میرسد .
7 .
< سیب > ؛
نمادی است از سپندارمز ( اسفند ) ، و نمادی از فرشته ی ماده و زن ؛ اسفند ماه
، ماه امشاسپند سپندارمز که پنجم این ماه را روز پرستار نامیده اند .
|
|
|
< نیایش روز اورمزد و فروردین >
؛ روز اورمزد از ماه فروردین - اول فروردین ماه |
|
|
پس از
برگزاری آیین هنگام ِ سال نو ، زرتشتیان در نخستین روز از سال نو ، به آتشکده
یا نیایشگاهی درنزدیکی خانه ی خود رفته و با پیوستن به دیگر هم کیشان خود ،
به درگاه اهورای پاک نیایش کرده و رو به روشنایی ، پروردگار را سپاس میگویند
. |
|
|
< زاد روز اشوزرتشت ، هَودُرو >
؛ روز خورداد از ماه فروردین - شش فروردین ماه |
|
|
در نزد
ایرانیان باستان ( و امروز) ، زاد روز و روز زایش افراد ، روزی خجسته بوده و
در آن روز به شادمانی پرداخته میشده است و چنین جشنی نه برای بخش و طبقه ی
خاص و مرفه ای
بوده که از سوی همگان ، به هنگام زایش فرزندان برگزار میشده است .
در دوران گذشته ، همزمان با زاد روز هر فرزندی ، پدر فرزند به یاد وی نهالی
از درختان پیوسته سبز چونان کاج و سرو و صدرو را در خاکی مناسب کاشته تا
دوشادوش رشد و تربیت فرزند ، سبز و خرم و بزرگ شود و فرزند نیز آنگونه تربیت
شود که چون درخت به اطراف سود و شادابی رساند .
بنا بر شواهد تاریخی ، روز خورداد از ماه فروردین ، اشوزرتشت ، این ایرانی
وارسته از مادر زاییده شده است ، که زرتشتیان چنین روزی را که فرزندی پاک به
سرزمین اهوراییمان هدیه داده شده است ، جشن میگیرند .
< هَودرو >
hafdoroo
، در باور ایرانیان روزی است که در آن هفتادو دو رویداد سرنوشت ساز برای
زندگی و تاریخ ایرانیان باستان رخ داده که از آن جمله روز زایش پیامبر ایرانی
و همچنین روز برگزیده شدن وی در سی سالگی برای پیامبری در همین روز بوده و
بسیاری دیگر رویدادها .
در چنین روزی زرتشتیان در جایی چون آدُریان ، آتشکده و... گرد هم آمده و به
اجرای مراسمهایی چون < جَشَن خوانی > و < آفرینگان > میپردازند و اینروز را
به شادمانی به سر میبرند و این روز از روزهای نوروز را به پایکوبی میپردازند
. |
|
|
< آیین نیایشگاه پیر هریشت
>
؛ روز امرداد تا روز خورداد ازماه فروردین - هفت تا یازده فروردین ماه
|
|
|
نیایشگاه <
پیر هریشت > ،
pire
herisht
در
90
-
80
کیلو متری یزد و
14-13
کیلومتری
شمال خاوری
روستای < شریف آباد > اردکان قرار دارد ، این زیارتگاه بر دامنه ی کوهی قرار
دارد و شامل یک اطاق و یک پستو است که در پستو ، بخشی از سنگ کوه را جایگاه
ناپدید شدن < گوهر بانو > دانند .
بنا بر باوری این جایگاه ، پناهگاه دختر یزدگرد سوم ، < گوهر بانو > ( یا
مروارید ) بوده است ( برخی نیز گوهربانو را از ندیمه گان دختران یزدگرد سوم
میدانند ) ، داستان بدین گونه است که به هنگام تعقیب
تازیان ، گوهربانو از کاروان جدا میشود و مورد تعقیب دشمنان قرار میگیرد ،
سپس به کوه های یزد رسیده و چون دشمنان را نزدیک به خود در مییابد ، دست به
نیایش پروردگار زده و از آن هنگام ناپدید میشود ، بر همین باور، سال ها پس از
این رویداد وی ( گوهربانو ) کودکی زرتشتی را که در سرمای زمستان در اطراف آن
کوه گم شده بود را پناه داده و بنا به گفته ی کودک به پدر، گوهر بانو کودک را
به
ساخت
زیارتگاهی در آنجا برای زرتشتیان و با نام < پیر هریشت > سپارش میکند .
بدینسان امروزه ، زرتشتیان در چنین روزهایی ، در این جایگاه گرد هم آمده و به
نیایش و برگزاری آیین های دینی می پردازند .
آنگونه که خواهید خواند از اینگونه آیینها (مربوط به نیایش گاه ها) موارد
دیگری هم خواهد بود و آنچه از برای باور به وجود آمدن آن نیایش گاه ها بیان
شده است ، برگرفته از باورهای کهن و چه بسا اسطوره ای میباشد و به هیچ روی
برگرفته از اساس و بنیاد دین نمیباشد . |
|
|
< سیزدهم نوروز
>
؛ روز تیر
ماه از ماه فروردین - سیزده فروردین ماه |
|
|
تیر یا <
تِشتر > ،Teshtar
را
در باور پیش از اشو زرتشت ، ایزد و ستاره ی باران میدانسته
اند
که دراوستا نیز وی گرامی دانسته شده ولی اشاره ای در گاتها به این ایزد نشده
است .
بنا بر باورهای پیش از اشو زرتشت ، از برای آنکه این ایزد بر دیو خشکسالی
پیروز شود ، می بایستی تا مردم در چنین روزی این ایزد را نیایش میکردند ، از
همین روی ، در ایران باستان و امروزه نیز مردم در روز تیر از ماه فروردین به
دشت و کوه و طبیعت میرفته و میروند و با شادمانی و پایکوبی ، آرزوی باروری
زمین و بارش باران میکرده اند و میکنند .
امروزه زرتشتیان و دیگر هم میهنان ایرانی ، در چنین روزی از روزهای نوروز ،
به طبیعت روی آورده ، سبزه های سفره ی نوروزی را بر آب می نهند و در کنار
سبزی و خرمی و جویبارها ، با یکدلی ومهربانی به شادمانی می پردازند .
برخی رفتن به دامان طبیعت و شادمانی در چنین روزی را از برای نحس بودن روز
سیزدهم دانسته اند ، حال آنکه چنین باوری و نحس بودن سیزدهمین روز از هر ماه
، در نزد اقوام عرب میباشد !! |
|
|
< جشن فروردینگان ، فرودُگ >
؛ روز
فروردین از ماه فروردین - نانزده فروردین |
|
|
برخی این
جشن را ، همان آیین فروردینگان پایان سال میدانند ، ولی گمان قوی تری این دو
را متمایز میداند و امروزه برای جداکردنشان ، جشن فروردینگان که در نونزده
فروردین ماه برگزار میشود را < فرودُگ > ،
froodog
نیز مینامند ، به هر روی ، این جشن نخستین از جشن هایی است در آن نام روز و
ماه یکی میشود و آنگونه که از نام آن پیداست ، به فروهر در گذشتگان مرتبط است
.
ازآنجایی که زرتشتیان امروزی ، جسم درگذشتگان خود را به خاک میسپارند ، این
آیین ( جشن فروردینگان ) ، بیشتر در آرامگاه ها برگزار میشود و در پیش از این
نیز که خبری از خاکسپاری نبوده است (به گونه ی فراگیرو در همه ی نواحی)، این
آیین و جشن در خانه ها برگزار میشده است .
امروزه زرتشتیان درچنین روزی ، به همراه خود ، میوه ، گل ، لرُک ، نان سیروگ
وآتش و... به آرامگاه برده و در آنجا با شادی و سرور یادی از فروهردرگذشتگان
میکنند وسرودهایی چون : فروردین یشت ، آفرینگان دهمان ، یک کرده سروش و هما
زور دهمان را به گونه ی همگانی خوانده و به فروهر درگذشتگان درود می فرستند . |
|
|
< آیین نیایشگاه شاه وَرَهرام ایزد
>
؛ روز
وَرَهرام از هر ماه |
|
|
واژه ی <
وَرَهرام > ،
varahraam
به چم پیروزی است و خود ، نام ایزد پیروزی میباشد . در باور گذشتگان ، برای
دست یابی به پیروزی ، در نیایشگاه ها گردهم می آمدند ، ایزد پیروزی را ستایش
کرده و خواهان پیروزی میشدند که اینگونه نیایشگاه ها ورهرام و سپس ورهرام
ایزد نام گرفتند .
امروزه نیز زرتشتیان دست کم یکبار در هر ماه وآن هم در چنین روزی از هرماه (
ورهرام ) ، در این نیایشگاه ها که در برخی از شهرها و استان ها وجود دارند ،
گرد هم آمده ، به نیایش مزدا اهورای پاک میپردازند و خواهان پیروزی در زندگی
شده وآرزو میکنند تا جزو آنانی باشند که جهان راتازه میکنند، آیین راستی را
گسترش میدهند و جهان هستی را به پیش میبرند .
|
|
|
 |
 |
 |
|