جشن ها ، آیین ها و باورها ؛ مهر ماه ، آبان ماه و آذر ماه


< جشن مهرگان > ؛ روز مهر از ماه مهر ــ ده مهر ماه


واژه ی < مهر> از واژه ی اوستایی < میثرَ> ، mithra  گرفته شده است ، این واژه را برخی به چم مهر و دوستی دانسته اند و برخی آن را واسطه ی میان آفریدگار و آفریدگان  دانسته اند ؛ < میثر> ، mithra در گاتها به چم عهد و پیمان آمده است .
< مهر> یا همان < میترا > در اوستا از بزرگترین ایزدان است و احترام فراوانی برای آن قایل شده است ، مهر را ایزد نگهبان عهد و پیمان دانند وهمچنین فرشته ی فروغ و روشنایی میباشد .
جشن مهرگان از دید ارزش و مقام ، درگذشته دوشادوش جشن نوروز بوده وهیچ کدام را بر دیگری برتری نبوده ، چرا که در روز شمار کهن ، سال به دو فصل تابستان و زمستان تقسیم میشده است که نوروز در ابتدای فصل نخست (تابستان) بوده تا به هفت ماه و مهرگان نیز در ابتدای فصل دوم (زمستان) بوده است و به مدت پنج ماه زمستان بوده .
این دو جشن از دیدگاه چگونگی برگزاری نیز نزدیکی های فراوانی به یکدیگر داشته اند که با شور بختی ، بسیاری ا زآنها از یاد رفته و مهرگان نیز رو به کمرنگی رفته است .
از جمله باورهایی که در مورد پیدایش جشن مهرگان میباشد این است که این روز را روزی میدانند که آن را < افریدون > بنا نهاده و آن هنگامی بوده که با دلیری < کاوه ی آهنگر> ، مردم بر ضحاک پیروز شده و افریدون را به پادشاهی برگزیده اند .
بیرونی در مورد این جشن چنین می آورد :
"...این عید مانند دیگر اعیاد برای عموم مردم است و تفسیر آن دوستی جان است و گویند مهر نام آفتاب است و چون در این روز آفتاب برای اهل عالم پیدا شد این است که این روز را مهرگان گویند..." .
در گذشته ، جشن مهرگان از روز مهر شروع میشده و تا به شش روز ادامه می یافته است . امروزه نیز زرتشتیان در چنین روزی گردهم آمده و به شادی و پایکوبی می پردازند .
سخن درباره ی مهرگان و خود < میترا > بسیار است و توان ما در این گفتار اندک ، زین رو بر دوستان گرامی باشد تا در این باره در دیگر نوشتارها کند و کاو کنند .


< گاهنبار ایثارم گاه  > ؛  روز اشتاد تا روز انارم از ماه مهر - بیست تا بیست و پنج  مهر ماه


این گاهنبار ، چهارمین از گاهنبارهای شش گانه ی سال میباشد ، که بنا بر باوری کهن ، این چهره و گاهنبار ، هنگام آفرینش گیاهان است .
واژه ی < ایاثرم > ،
ayaatharem از واژه ی اوستایی < ایا ثریمه > ،ayaatharima گرفته شده است و برخی آن را بچم < برگشت > دانسته اند و برخی آنرا آغاز سرما میدانند .
بنا بر روز شمار کهن ایرانی ، این گاهنبار در تابستان بزرگ روی میداده است ، به هر روی هنگام این گاهنبار بدانگاه باشد که چوپان گله ی خود را از جایگاه تابستانی ، به خانه بر میگرداند ( به جایگاه زمستانی خود ) .
این گاهنبار نیز در روزهای شناخته شده ، ازسوی زرتشتیان با گردهم آیی در خانه ها وتالارها، با شادی و شادمانی برگزار میشود .


< جشن آبانگان > ؛ روز آبان از ماه آبان - چهار آبان ماه


واژه ی < آبان > از واژه ی اوستایی < آپ > گرفته شده است و چم آن همان آب میباشد و این واژه پیوسته به گونه ی جمع به کار میرود .
ایزد آبان را ایزد نگهبان آب دانسته اند و این همان ایزد < آناهیتا > در پیش از زرتشت میباشد که در آن باور < آناهیتا > را ایزد و سرپرست آبهای روان و ایستا و دریاها و رودها و چشمه سارها می دانسته اند .
باورهای گوناگونی در مورد پیدایش این جشن وجود دارد ، از آن جمله که : به هنگام جنگ ایرانیان و تورانیان ، افراسیاب دستور به پُر و ویران کردن کاریزهای آب میدهد و پس ازجنگ  < زو > پسر شاه تهماسب ، دستور به آباد کردن و لای روی کاریزها داده و در چنین روزی به همه جا ، جوی های آب روان میشود .
از سویی این روز را ، روزی دانسته اند که مردم از شکست ضحاک و پیروزی افریدون آگاه شده و جشنی بر پا کرده اند .
همچنین آمده است که ایران در یک دوره ی هشت ساله دچار خشکسالی میشود و بارانی نمی باریده است و بسیاری دشواری پدید آمده بوده ، تا آنکه پس از هشت سال ، در چنین روزی باران باریده و موجب پیدایش چنین جشنی شده است .
امروزه نیز ، همچو دیگر جشنهای همنامی روز و ماه ، زرتشتیان جشنی برگزار میکنند ، در برخی روستاها مردمان به ویژه بانوان در کنار قنات و رود خانه ها و در دیگر شهرها در تالار آدریان گرد هم آمده و دست به نیایش ایزد نگهبان آب زده و شادمانه جشنی بر پا میدارند .


< جشن آذرگان > ؛ روز آذر از ماه آذر - سه آذر ماه


واژه ی <آتر> یا همان <آذر> واژگانی هستند اوستایی و ایرانی کهن که بچم <آتش> میباشند.
ایزد آذر را ، ایزد نگهبان آتش دانسته اند که از بزرگترین ایزدان میباشد ( چه در نزد ایرانیان و چه هندوان ) .
< آتش > در باور زرتشتیان یکی از چهار عنصر پاک کننده ی : آب ، باد ، خاک و آتش میباشد ، از سویی آتش در نزد زرتشتیان نمادی از روشنایی و آگاهی و نشان گرما میباشد و ارزش والایی دارد ، جشن آذرگان نیز به همین خاطر و برای گرامیداشت آتش برگزار میشده است و از سری جشنهای آتش میباشد .
در گذشته در این شب به بام خانه ها رفته ، آتش بر می افروختند و با شادی و آفرینگان خوانی، جشنی بر پا میکردند ، همچنین آمده است که در اینروزآتشکده ها را آراسته و خویش را پاکیزه می کردند، همچنین هر کس از آتش ِ آتشکده با آیینی ویژه ، اخگری به خانه برده و آتش زمستانی را در خانه با آن برمی افروخته است .
امروزه نیز زرتشتیان همچو دیگر جشنهای ماهیانه خود را برای بر پایی جشنی پر شکوه آماده کرده و درآتشکده گردهم آمده ، دست به نیایش میزنند و این روز را با شادی ، گرامی میدارند .


< آیین شب چله ، شب یلدا > ؛ روز انارم از ماه آذر - بیست و چهار آذر ماه


چگونگی پیدایش چنین جشنی ، از سویی به اساس و بنیاد زندگی مردمان آن روزگار برمیگردد و از سویی به باورهای مردمان پیش از اشو زرتشت که بر باورهای آیین مهر و میترا استوار بوده است مربوط میشود .
مردمان آن روزگار که اساس زندگیشان کشاورزی و دامداری بوده است در برخورد با طبیعت ، تضادهای فراوانی را دیده اند که در باور آنها عواملی چون خورشید و نور و هوای معتدل از نشانه های نیکی و ایزدی بوده است و از سویی عواملی همچون شب و تاریکی و سرما ، نشانه های اهریمنی بوده و از دید آنها پیوسته میان این دو ( نیکی و بدی ) جنگ و جدال خواهد بود، بنا براین باورها ، مردمان دریافته بودند که کوتاه ترین روز ، آخر پاییز (سی آذر) و بلند ترین شب نیز ، اول زمستان (یک دی) میباشد و پس از آن شب ِ بلند ، روزها بلندتر شده و شبها رو به کوتاهی میرود که این عامل ، شادی آفرین بوده است چرا که نور و روشنایی و خورشید که از نشانه های نیکی و ایزدی هستند بلندتر میشده اند ، از سویی نیز ، این شب را < یلدا > هم نامیده اند که به چم زاد روز است و آن نباشد جز به زاد روز خورشید که همانا مهر یا میترا باشد ، از همین روی در چنین روزی (آخریین شب پاییز) جشن بر پا میکرده اند و برای آنکه به جنگ بلند ترین شب و سیاهی سال بروند ، تا سحرگاهان آتش افروزی میکرده اند ، همچنین خوان (سفره) ویژه ای میگسترانیدند و بسیاری از میوه های تازه و خشک را بر آن می نهادند .
امروزه این شب را < شب چله > نیز مینامند و ما دو چله داریم ، یکی چله ی بزرگ که از اول دی ماه باشد تا ده بهمن ماه که میشود چهل روز و دیگری چله ی کوچک که از ده بهمن باشد تا بیست اسفند ماه که این هم میشود چهل روز و از آن روی کوچک نامیده میشود که در این چهل روزاز شدت سرما کاسته میشود .
آن هنگام که آیین مهرازایران فراتر رفت وهمگانی شد ، در جاهایی مانند روم و دیگرکشورهای اروپایی ، بیست و یک دسامبر که برابر اول دی ماه باشد به عنوان روز زایش و زادروز میترای شکست ناپذیر جشن گرفته میشد که البته در قرن چهار میلا دی به خاطر اشتباهی که در محاسبه ی کبیسه روی داد ، این روز در بیست و پنج دسامبر واقع شد که این همان روزی است که امروزه به عنوان تولد مسیح جشن گرفته میشود .
واژه ی < یلدا > ،
yaldaa ، یک واژه ی سُریانی بوده و به چم تولد است که آن را مسیحیان سُریانی با خود به ایران آوردند .
امروزه نیز زرتشتیان در چنین شبی در خانه ی بزرگترها یا جایگاه دیگری گردهم می آیند و شادی میکنند .
در این شب میوه های گوناگونی چون : هندوانه ، خربزه ، انار ، انگور ، سیب و ... وجود دارد که بسیاری برین باورند که خوردن هندوانه در این شب ، موجب جلوگیری از سرما و بیماری در افراد میشود .