![]() |
|
![]() |
||
|
|
||||
|
جشن ها ، آیین ها و باورها ؛ دی ماه ، بهمن ماه و اسفند ماه |
||||
|
|
||||
|
< جشن دیگان > ؛ روزهای اورمزد و دی ماه ، دی بآذر، دی بمهر و دی بدین از ماه دی بیست و پنج آذر ماه و دوم ، نهم و هفدهم دی ماه : |
||||
|
|
||||
|
واژه ی
< دی > که در اوستا به گونه < دَتوش > ،
Datoosh
یا
< دَزوَه
> ،
Dazva
آمده
بچم آفریدگار است و همانی است که امروزه < دادار> گفته میشود
؛
ریشه ی
این
واژه < دا >Daa
و
به چم < دادن > میباشد
. |
||||
|
|
||||
|
< در گذشت اشو زرتشت > ؛ روز خوراز ماه دی - پنج دی ماه |
||||
|
|
||||
|
در مورد
چگونگی برگزاری آیین درگذشتگان در دیگر بخشها و همچنین همین بخش سخن به میان
آمده است و بنا به روایت هایی
این
روز (خوراز ماه دی) روزی است که اشو زرتشت که پیام رسایی و پیشرفت و یکتا
پرستی خویش را بیان کرده بود در شهر بلخ در آتشکده ای مشغول ستایش و نماز و
آموزش دیگران بوده است و در این روزپادشاه و پسرش ( گشتاسب و اسفندیار)
در بلخ نبوده اند که < اَرجاسب > فرمانروای تورانی از این فرصت استفاده کرده
و سپاهی به فرماندهی < تور براتور> را به ایران برای جنگ میفرستد که دراین
تاخت و تاز، اشوزرتشت
با
لهراسب
ودیگرهمراهانشان جان می بازند وتا به امروز نیز زرتشتیان
برای پاس راهنمایی ها و روشنگری های اشو زرتشت ، چنین روزی ( خورایزد و دی
ماه ) را گرامی میدارند
. |
||||
|
|
||||
|
< گاهنبار میدیاریم گاه > ؛ روز مهر تا روز ورهرام از ماه دی - ده تا چهارده دی ماه |
||||
|
|
||||
|
این
گاهنبار ، پنجمین از گاهنبارهای شش گانه ی سال میباشد که بنا بر باوری کهن و
سنتی این پنجمین گاهنبار، هنگام آفرینش جانوران
است
. |
||||
|
|
||||
|
< جشن بهمن گان > ؛ روز وهمن از ماه بهمن - بیست و شش دی ماه |
||||
|
|
||||
|
همان
گونه که در جای جای این تارنما گفته شده است ، واژه ی < بهمن > بر گرفته از
واژه ی اوستایی < وهومن
> ،
Vohoomana
میباشد
و بچم < منش و پندار و نیک و به
> که از دو بخش < وهو > ،
vohoo
بچم
< خوب و نیک > و < مَنَه >
،
mana
بچم پندار،
خرد
و منش تشکیل شده است که بعدها به گونه ی وهمن و در فارسی بهمن شده است . |
||||
|
|
||||
|
< جشن سده > ؛ روز آبان از ماه بهمن - ده بهمن |
||||
|
|
||||
|
واژه ی
< سَده >،sade
واژه
ای است فارسی و آنرا از ریشه ی واژه های <
سَت ،
سَتگ
و یا سذ >
و بچم
همان شمارگان سد
(100)
دانسته
اند
. |
||||
|
گذر کرد با چند کس همگروه |
یکی روز شاه جهان سوی کوه |
|||
| سیه رنگ و تیره تن و تیز باز | پدید آمد از دور چیزی دراز | |||
| ز دود ِ دهانش جهان تیره گون | دو چشم از برسرچو دوچشمه خون | |||
| گرفتش یکی سنگ و شد تیز چنگ | نگه کرد هوشنگ با هوش هنگ | |||
| جهان سوزمارازجهانجوی جست | به زور کیانی رهانید دست | |||
| همان و همین سنگ بشکست گُرد | برآمد به سنگ گران سنگ خُرد | |||
| دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ | فروغی پدید آمد از هردو سنگ | |||
| ازین طبع سنگ آتش آمد فراز) | (نشد مار کشته ولیکن ز راز | |||
| نیایش همی کرد و خواند آفرین | جهاندار پیش جهان آفرین | |||
| همین آتش آنگاه قبله نهاد) | (که او را فروغی چنین هدیه داد | |||
| پرستید باید اگر بخردی) |
(بگفتا فروغی است این ایزدی |
|||
| همان شاه در گرد او با گروه) | (شب آمد برافروخت آتش چوکوه | |||
| سده نام آن جشن فرخنده کرد | یکی جشن کردآن شب وباده خورد | |||
| بسی باد چون او دگر شهریار | زهوشنگ ماند این سده یادگار | |||
| جهانی به نیکی ازو یاد کرد) | (کز آباد کردن جهان شاد کرد | |||
|
|
||||
|
< پرسه همگانی > ؛ روز اورمزد از ماه اسفند - بیست و پنج بهمن ماه |
||||
|
|
||||
|
این روز نیز از روزهای گرامی داشت یاد درگذشتگان می باشد که در نخستین پرسه ی همگانی بدان پرداخته شده است . |
||||
|
|
||||
|
< جشن اسفندگان > ؛ روز سپندارمز از ماه اسفند - بیست و نه بهمن ماه |
||||
|
|
||||
|
واژه ی
اسفند یا سپندارمز در اوستا به گونه ی < سپنته آرمَئی تی > ،sepanta
aarma eeti
آمده است و آنرا بچم < مهر،
فرتنی
و وفاداری
> میدانند
. |
||||
|
|
||||
|
< پنجه ی کوچک و بزرگ > ؛ روز اشتاد ایزد تا روز وهیشتواش از ماه اسفند - ده روز مانده به نوروز تا پایان ماه اسفند |
||||
|
|
||||
|
همانگونه که درلابلای
دیگر گفتارها آمد ، ده روز مانده به نوروز (روز اشتاد) پنجه
ی کوچک آغاز میشود
و تا پنج روز (تا روزانارام) ادامه دارد، که در اینروزها ، خانه ها برای
برگزاری نوروز پاکیزه شده و بنا بر باوری به پیشواز فروهرهای درگذشتکان که در
ده روز مانده به نوروز به خانه ها بازمیگردند رفته میشود . |
||||
|
|
||||
|
< گاهنبار هَمَس پَت میدیم گاه > ؛ روز اهنود تا روز وهیشتواش از ماه اسفند - بیست و پنج تا بیست و نه اسفند ماه |
||||
|
|
||||
|
این
گاهنبار، پایانی ترین از گاهنبارهای شش گانه ی سال میباشد که بنا بر
همان
باور
کهن این
پایانی ترین
گاهنبارهنگام آفرینش انسان است
و کامل شدن آفرینش
. |
||||
|
|
||||
|
< آتش روی بام خانه > ؛ بامداد نوروز |
||||
|
|
||||
|
در
پایان گهنبارهمس پت میدیم گاه و پایان پنجه ی بزرگ ، زرتشتیان هیزم فراهم
کرده ، به پشت بامها میبرند و آتش می افروزند و اینکار از برای آن است که
باوربه بازگشت فروهرها
به جایگاههای خویش دارند و با این کار(آتش افروزی) با فروهرهای درگذشتگان
خویش بدرود گفته تا ده روز مانده به سال نوی دیگری . |
||||
|
|
||||