 |

|
 |
|
|
|
|
دیگر آیین ها و باورها
که روز ویژه ای در گاهشماری ندارند |
|
|
< آیین نیایش
های روزانه > |
|
|
در باورهای زرتشتی و باستانی ، یک شبانه روز در برگیرنده ی پنج گاه وهنگام
میباشد که هر یک بخشی از شبانه روز را در بر میگیرند که نام هریک در زیر
آورده خواهد شد .
امروزه در باور زرتشتیان ، هریک از این گاهان ، هنگام نیایش بسوی اهورامزدا
میباشد که در هر یک از آنها به خواندن نیایش هایی که در اوستا آمده می
پردازند ، بگونه ایکه در خرده اوستا پنج نیایش بنام همین پنج گاهان آمده است
، که هریک به گونه ای در برگیرنده ی ستایش و احترام نیاکان و فروهران ، عناصر
نیک و سود رسان و خواستار شدن شادی و خرمی و هم چنین نیایش اهورامزدا و ستایش
امشاسپندان میباشد .
این گاهان بدین نام هایند :
1
< گاه هاوَن > ،
Haavan Gaah
: از هنگام
برآمدن آفتاب را گویند تا نیمه ای از روز ؛ < هاونی > ،
Haavani
در اوستا ، ایزد نگهبان این
هنگام از شبانه روز میباشد و دیگر گاهان نیز، ایزد و نگهبان آن هنگام از
شبانه روز میباشند .
در این هنگام از روز موبدان ، گیاه < هوم > ،
Hoom
را در هاون
کوبیده و چکیده ی آنرا میگیرند که مردمان با بانگ زنگ هاون از این هنگام از
شبانه روز، آگاه میشدند وهمانی است که نواختن زنگ کلیسا از این آیین ایرانیان
گرفته شده است .
2
< گاه رَپیتوَن > ،
Rapitvan Gaah
: از نیمروز
باشد تا سه ساعت پس از نیمروز (پس ازظهر) ، از آنجایی که این هنگام از شبانه
روز ، گرم ترین هنگام می باشد ، تابستان را نیز < رَپیثوا > ،
Rapithva
گویند .
3
< گاه اُزَیرِن >،
Ozayren Gaah:
ازسه ساعت پس از نیمروز باشد تا هنگام رفتن آفتاب .
4
< گاه اَئیوَسروترِم >،
A-eevas
rotrem:
ازهنگام نموداری
تاریکی وستارگان تا سپیده دم .
5
< گاه اُشَهین > ،
Oshashin Gaah
: از سپیده دم و
بامداد باشد تا برآمدن آفتاب .
از آنجاییکه در گاهشماری مزدایی ، سال به دو بخش تابستان بزرگ و زمستان بزرگ
تقسیم میشده است و از سویی ، در زمستان بزرگ روزها کوتاهتر بوده است ، در این
هنگام از سال (زمستان بزرگ) شبانروز بجای پنج گاه ، چهارگاه بوده است و گاه
رَپیتوَن نبوده و با هاونگاه یکی میشده است .
|
|
|
<
آیین سدره
پوشی > |
|
|
این آیین ملی ، در گذشته های دور در مورد نوجوانان به بلوغ رسیده انجام میشده
است و لباسی بوده که آنرا لباس پاکی و شجاعت میدانسته اند که این آیین در
باورهای زرتشتی ، جنبه ی دینی پیدا کرد و این لباس و کُشتی ، لباس خردمندی و
پذیرش رسمی کیش زرتشتی از سوی نوجوانان شد .
< سِدره > ،
Sedre
پیراهنی است از
جنس پنبه ، بدون یقه ودارای آستین های کوتاه و پوششی سراسر سفید .
< کُشتی > ،
Koshti
بندی است
ابریشمی که به نشان گسترش راستی و مبارزه ی پیوسته با دروغ ، سه دور به دور
کمر و بر روی سِدره بسته میشود .
این جشن و آیین برای پسران و دخترانی که به سن لازم برای گزینش کیش و آیین
زرتشتی از روی خرد خویش رسیده اند برگزار میشود ؛ در خانه ها و یا در تالار
آدُریان .
در این آیین ، چندی از آشنایان فردی که قرار است سدره پوش شود نیز از برای
گواه بودن بر سدره پوش شدن وی حضور دارند .
برای اجرای این آیین ، سفره ای (همانند سفره جَشَن خوانی) گسترانیده میشود و
در دو سوی سفره ، موبد برگزارکننده ی آیین و فرد (دختر یا پسر) می نشینند ،
سپس موبد اوستای < اور مزد یشت > که در ستایش اهورامزدا میباشد را میخواند و
در پشت سر نوجوان قرار گرفته و شروع به بستن کشتی میکند ، که در این هنگام
نوجوان با گرفتن انگشت های کوچک موبد با وی در خواندن اوستای کُشتی هم آوا
میشود ، موبد نیز کُشتی را سه دور بر کمر بسته و دو گره در جلو و دو گره در
پشت میزند ، پس ازآن سرود < مَزدَه یَسنو اَهمی > خوانده میشود که برگردان آن
بفارسی چنین است :
برمیگزینم کیش مزدیسنا راکه آورنده ی زرتشت است و استوارم بر این کیش ، می
ستایم اندیشه ی نیک را ، می ستایم گفتار نیک را و میستایم کردار نیک را ، می
ستایم دین نیک مزدیسنا را که نکوهنده ی جنگ و خون ریزی و ستایشگر آشتی و از
خود گذشتگی و پارسایی است ، این کیش زرتشتی و اهورایی ، اهورامزدا را
آفریننده ی همه ی نیک ها میداند .
سپس نوجوان بر سرسفره نشسته و اوستای تندرستی از سوی موبد برایش خوانده میشود
و با ریختن دانه های برنج و جو و برگ آویشن برسر نوجوان ، تندرستی و دیر زیوی
نوجوان و پایدار ماندن وی به آیین راستی آرزو میشود .
|
|
|
< روزهای نَبُر ؛ پرهیز از گوشت > |
|
|
در باور زرتشتیان ، بنابر روشی سنتی ، چهار روز ازهرماه را روزهای < نبر > ،
Nabor
نامیده و در این چهار روز دست به کشتار هیچ حیوان و جانداری که از آنها برای
خوراک استفاده میکنند ، زده نمیشود و در این روزها از خوراکی های گوشتی
استفاده نکرده که هم برای تندرستی انسان مفید است و هم برای ماندگاری حیوانات
و جانداران .
این سنت ، از باورهای اشوزرتشت سرچشمه گرفته و برای بزرگداشت سخنان و
سفارشهای ایشان متداول شده است ، چراکه اشوزرتشت مردمان آن روز را به دست
کشیدن از کشتار و قربانی کردن حیوانات سفارش میکرده و پیوسته خواستار بهره
وری های بیشتر و سود بردن از نیرو و شیر و ... این حیوانات بوده است .
بجز این باور سنتی ، چیز دیگری بعنوان روزه دراین کیش وجود ندارد و در این
مورد ، تنها انسان موظف به تندرست نگه داشتن بدن خویش شده است .
آن چهار روز پرهیز از گوشت در هر ماه بدین نامهایند : |
|
وَهمَن (بهمن)
ماه گوش
رام |
|
|
< آیین
زناشویی
> |
|
|
آیین زناشویی و پیوند مردوزن برای زندگی ، از کارهای پسندیده در کیش زرتشتی
میباشد و در این مورد خود اشوزرتشت در بند پنجم از هات پنجاه و سوم گات ها
بدان اشاره کرده است .
در میان پیروان این کیش ، از آنجاییکه گزینش همسر بایستی از روی خرد هر دو
نفر باشد ، جدایی بجز در شرایطی ویژه ، وجود ندارد و کاریست ناپسند ، همچنین
هر دختر و پسری باید این سوگند و پیوند را در مورد یک نفر برگزیند و تعدد زوج
وجود ندارد .
در اوستا به بانوی همسردار < نِمانو پَتنی > ،
Nemaanoo Patni
و بمرد همسردار
< نمانو پئیتی > ،
Nemaanoo Paeeti
گفته شده که <
نِمانو > به چم خانه و خانواده و هردو واژه ی < پتنی >
و < پَئیتی > به چم رهبر و رئیس می باشند که این واژگان در پهلوی به
گونه های < کدبانو > و < کدخدا > آمده است .
آیین زناشویی در این کیش به ترتیب در برگیرنده ی آیین های < خواستگاری ،
نامزدی ، گواه گیری ، حنابندان ، جشن اروسی و پاتختی > میباشد ، که به هریک
بگونه ای کوتاه پرداخته خواهد شد و دریافت بیشتر آگاهی از این آیین بر دوش
خود بازدید کنندگان خواهد بود که میتوانند از دیگر نوشتارها و کتابها یاری
بگیرند . |
|
|
1. < خواستگاری
> |
|
|
نخستین گامی که پس از آشنایی و دیدار پسر و دختری با یکدیگر ، برای پیوند
انجام میگیرد ، خواستگاری میباشد که روزی ازسوی خانواده های ایشان برای رفتن
خانواده ی پسر به خانه ی دختر برگزیده میشود و در آنروز چند تن از بستگان
داماد با دولگِ پری از نقل و شیرینی ، دستمالی سبز که درونش دانه ای انار
شیرین و سنجد و برگ آویشن قرار دارد و همچنین قند سبز ، به خانه ی اروس
میروند .(قند سبز ، کله قندی است با پوششی سبز که نشان از بالندگی و سرسبزی
دارد)
خانواده ی عروس با آیینه و گلاب به پیشواز بستگان داماد میروند و در پایان
مراسم و گفت و شنودها ، دستمال سبز را گشوده (بستگان داماد) و انارشیرین و
شاخه ای از سرو را به اروس (عروس) داده و بر سرش برگ آویشن میریزند و دیگران
هم < هابیروشاباش > میگویند . (هابیرو ، هابیرو ، هااااااااای ، شاباش )
سپس دولگ را بازکرده و با نقل و شیرینی کام همگی شیرین میشود .
|
|
|
2.
<
نامزدی > |
|
|
پس ازخواستگاری روزی دیگر، بستگان داماد با فراهم کردن پیشکش هایی و همچنین
حلقه ی نامزدی برای عروس به خانه ی اروس رفته و بستگان ایشان نیز پیشکش
هایی را به همراه حلقه ی نامزدی برای داماد فراهم می آورند ، در این روز
موبدی نیز بوده که تا به هفت باراز اروس میپرسد که آیا داماد را به نامزدی می
پذیرد ، و با بله گفتن عروس ، پسر و دختر حلقه های نامزدی در دست یکدیگر کرده
و با هم نامزد میشوند .
درگذشته با مراسمی ویژه ، یکبار بستگان داماد به خانه ی اروس میرفته اند و
یکبار نیز بستگان عروس به خانه ی داماد .
برخی براین باورند که دوره ی نامزدی سی و سه روز است و تا سه ماه نیز میتواند
باشد ، که دراین دوره هم دختر و پسر و هم خانوادهایشان میتوانند به خوبی در
رفت و آمدها ، با یکدیگر آشنا شوند .
در این دوره ، چنانچه به یکی از جشنها برخورد شود ، داماد هدایایی با نام <
جشنی > برای اروس گرفته و به خانه ی آنها میرود و مادر اروس نیز در آنروز
هدایایی به داماد میدهد . |
|
|
3.
<
گواه
گیری >
|
|
|
پس از دوران نامزدی ، نوبت به گواه گیری میرسد که آیینی است سنتی که در آن ،
سفره ای میگسترانند و در آن دو لاله ی روشن ، نقل و شیرینی ، سینی پر از لُرک
، گلدانهای گلو دیگر چیزهایی که در یک سفره ی جشن خوانی و سدره پوشی میباشد ،
نهاده میشود و اروس با لباسی سبز رنگ و توری سبز رنگی بر سر ، با داماد که
کلاهی بر سر دارد و بر دوش (شانه) راستش دستمالی سبزرنگ و کشتی قرار دارد ،
برسر سفره می نشینند که در این آیین دست کم باید هفت نفر برای گواه بودن بر
این آیین حضور داشته باشند ، در این هنگام موبدی با پوشش سرتا پا سفید بر سر
سفره آمده و پس از خواندن بخش هایی ازاوستا ، با گویشی پارسی میپرسد که داماد
را به همسری برمیگزیند یا نه ، که اروس در بار سوم بلی گفته و همین پرسش را
از داماد نیز میکند و اوهم بله گفته و همه هابیرو شاباش گویند ، سپس موبد
اندرزهایی را به اروس و داماد میدهد که به هر یک اشارهای گذرا میکنیم :
1
ستایش و نیایش دادار اورمزد
2
بیگمان بودن به پیام آوری اشوزرتشت
3
کوتاهی نکردن در گاهنبارها و پنجه و فروردینگان ، از برای روان شادی
درگذشتگان و دستگیری نیازمندان .
4
انجام دادن آیین های روزه و سال ِ پدر و مادر و دیگر بستگان
5
پیوسته سدره پوش و کشتی بسته و فرادادن این آیین به فرزندان
6
سپاسگذاری از سه تن : پدر و مائر و استاد
7
برگزیدن یکی از سه روز مهر ، اشتاد یا ورهرام ، از برای ستایش اورمزد و
پرداختن به داد و دهش .
8
برگزیدن راهنمایی دانا در زندگی
در این هنگام داماد نام فردی را برده تا در زندگی با وی گفتگو و مشورت کند .
9
مردم دوستی ، گرامی داشتن مهتران و مهربانی کردن با کهتران ، سپس موبد به
شش امشاسپند اشاره کرده ، هریک را سخن هایی میگوید وازاروس و داماد میخواهد
تا آنان را در زندگی به کار گیرند .
در پایان نیز موبد اوستای تندرستی خوانده و سپس به سرو روی اروس و داماد دانه
های برنج و گندم و برگ آویشن ریخته و همگی شادباش میگویند و شادی میکنند .
|
|
|
4.
<
حنابندان >
|
|
|
از جمله آیین هایی که پیش از شب اروسی بویژه در میان زرتشتیان کرمان صورت
میگیرد ، حنابندان است که در آن بستگان داماد با همراه داشتن کیف و کفش و
لباس اروس و آینه و شمعدان و کاسه ای از حنا به خانه ی اروس میروند و مادر
اروس با برافروختن آتش در پیش پای آنان و پیشکش کردن نقل و شیرینی به بستگان
داماد خوش آمد میگویند ، سپس ظرف حنا را گردانیده وهمه مقداری حنا برکف
دست خود میگذارند و با شادی آن شب را میگذرانند .
این مراس در گذشته ، در حمام انجام میشده است . |
|
|
5.
<
جشن اروسی > |
|
|
پس از چند مراسمی که گذشت ، جشن عروسی را برپا میدارند .
امروزه بستگان عروس و داماد در یکجا گرد هم آمده و اروس و داماد با یکدیگر در
جشن شرکت دارند و به شادی و سرور میپردازند ، ولی در گذشته دو مراسم برگزار
میشده است که در یکی بستگان داماد بوده اند و در دیگری بستگان اروس و در
پایان و به هنگام شب ، مراسم < اروس کِشی > برگزار میکرده اند که در آن خواهر
داماد یا از دیگر بستگان وی ، چندتایی به خانه ی اروس رفته و با آیین ویژه ای
وی را به خانه ی داماد میبرده اند ، داماد نیز با سکه ای به پیشواز اروس رفته
و وی را به خانه دعوت میکرده است و بدین گونه جشن اروسی به پایان میرسیده است
. |
|
|
6.
<
پاتختی >
|
|
|
پاتختی را میتوان پایانی ترین بخش از آیین های مربوط به یک پیوند زناشویی
دانست ، البته پیش از پاتختی و در بامداد فردای اروسی (در گذشته) آیین دست
بوسی نیز صورت میگرفته است که در آن داماد به همراه چند تن از بستگان خود با
هدیه ای از برای شیر بها (برای مادر زن خود) به خانه ی اروس رفته ، دست و روی
پدر و مادر همسر خویش را میبوسد و به خانه باز میگردند .
روز پاتختی نیز آیین های ویژه ای دارد که بدانها پرداخته نمیشود .
از آنجاییکه درآیین زرتشتی چیزی بعنوان < مهریه > وجود ندارد ، < جهیزیه >
نیز آنگونه که امروزه دیگر هم میهنان میدانند ، وجود ندارد و تنها مربوط به
تهیه ی وسایل نخستین زندگی از سوی پدر و مادر اروس میباشد ، ازهمین روی در
روز پاتختی ، بستگان و نزدیکان اروس و داماد هدایایی را که برای آغاز زندگی
لازم است تهیه کرده و در این روز گردهم می آیند .
همچنین هدایایی از سوی خانواده ی اروس برای بستگان نزدیک داماد و از سوی
خانواده ی داماد ، برای بستگان نزدیک اروس تهیه میشود .
|
|
|
< آیین درگذشتگان
> |
|
|
همان گونه که در جاهای دیگر نیز اشاره شده است ، در باور زرتشتیان < مرگ >
وجود ندارد و هرچه هست ، سراسر زندگیست و مرگ و مردن تنها مربوط به جداشدن
جان (اهو) از تن (تن) می باشد و دیگر اجزای تشکیل دهنده ی آدمی ، جاودان می
مانند و پیوسته آماده اند برای زندگی .
مرگ را میتوان اینگونه بیان کرد :
فرض کنید فردی در راه پیمودن مسیری است و سوار بر ماشین است ، مرگ بسان آن
میماند که ماشین خراب شود ، ولی راننده همچنان هست و میتواند به گونه ی دیگری
راه را بپیماید .
از آنجاییکه در باور زرتشتیان ، تن بی جان هیچ ارزشی ندارد (عکس هنگامیکه تن
جان دارد و باید از آن به خوبی نگهداری کرد و کوچکترین آسیبی برآن وارد نکرد)
باید تن ِ بی جان را هرچه زودتر از زندگی دور کرد که این کار در گذشته بنا بر
جایگاه زندگی مردمان ، شکلهای گوناگونی داشته است ، به گونه ایکه آنهایی که
در دشت و کویر میزیسته اند ، مردگان را بخاک میسپاردند ، آنانیکه در میان
جنگل ها زندگی میکردند ، مردگان خود را می سوزاندند ، آنانکه در مناطق سردسیر
و یخ بندان بوده اند ، مردگان را در دخمه ها گزارده و بر بالای کوه میگذاشتند
تا خوراک لاش خورها شوند ، آنهایی هم که در نزدیکی دریا و رودخانه ها بوده
اند ، مردگان را به آب می انداخته اند .
یعنی چه آب وخاک و چه آتش و باد ، هر چهار عنصر پاک و پاک کننده هستند و از
سویی دیگر این جسم بیجان نیست که باید به زندگی ادامه دهد ، که روح میماند و
کارهای بد و خوبی که انجام داده است .
امروزه زرتشتیان بنابر عرف جامعه ، درگذشتگان خود را بخاک می سپارند و بر این
باورند که اجساد مردگان را باید پیش از فرورفتن آفتاب بخاک سپرد ، به هرگونه
از آنجاییکه باورشان بر پیوسته زندگی کردن است ، با مراسمی ساده و بدون شیون
و سوگواری (که شیون کاریست اهریمنی) تن مرده ی خویش را به کنار آرامگاه برده
و پس از شستشو و برتن کردن پارچه ای سفید ، او را در تابوتی آهنی گذلرده و
بخاک میسپارند . |
|
|
1.
<
آیین روز سوم و چهارم درگذشتگان > |
|
|
زرتشتیان براین باورند که پس از جداشدن جان از تن ، روان آدمی تا سه روز در
کنار تن خود و بستگان می ماند ، بنابراین در روز سوم از درگذشت فردی ، مراسمی
برپا داشته (در خانه یا آدریان) و آیینی مانند پرسه ی همگانی برپا میدارند .
زرتشتیان بر این باورند که پس از روز سوم و سپیده دم روز چهارم فرد درگذشته
برای عبور از پل < چینود >
Chinvad
بسوی آن میرود
که عبور از پل چینوت در بخش وندیداد از اوستا آمده است ، ولی به هر روی
منظورش عبور جسم فرد نمیباشد ، چراکه جسمی وجود ندارد ، بلکه منظور روان فرد
است که بنابر کرده ی خود ، یا در < گروثمان > ، بهشت قرار میگیرد و یا در
دوزخ . |
|
|
2.
<
آیین های دهه ، سی روزه ، روزه و سال
درگذشتگان > |
|
|
پس از گذشت چهارمین روز ، زرتشتیان در روز دهم (دهه) و سپس در سی امین روز
(سی روزه) و درهر ماه تا یک سال (روزه) مراسمی برپامیدارند و همچنین تا سی
سال نیز در سالگرد درگذشت فرد ، بیاد روان و فروهر وی پرسه برپا
میدارند . |
|
|
<
جَشَن خوانی > |
|
|
واژه ی < جَشن >از واژه ی اوستایی < یَسنا > گرفته شده است و به چم ستایش
کردن میدانند و مربوط میشده است به برپایی جشنهایی در روزهای بسیاری از سال
در نزد ایرانیان باستان .
دراین مراسم سفره ای گسترانیده میشود که در برگیرنده ی سینی لُرک ، آتش دان ،
برگهای سرو ، شمشاد و مُرد ، گلدان گل و دو عدد شمعدان میباشد .
این آیین را دو موبد با نامهای < راسپی > ،
Raaspi
و < زوت
> ،
Zoot
برگزار میکنند و با لباسی سفید بر تن ، کلاهی سفید بر سر و دستمالی سفید
درجلوی دهان و بینی که < پِنام >
Penaam
نام دارد ، به
سرایش بخشهای از اوستا میپردازند ، از جمله < آفریندگان ِدَهمان ،
کَرده سروش ، هَمازورِ دَهمان > .
بهنگام خواندن بخشی از < آفریندگان دهمان و کرده سروش > ، زوت با شاخه ای از
مُورد در دست ، بر میخیزد و < آفرینامه > را میسراید که < راسپی > این واژه
را بلندتر گفته و شرکت کنندگان با شنیدن آن ، برای هم سویی با زوت ، یک انگشت
دست خود را بالا میگیرند و توانایی و پیروزی را برای فرمانروای دانا و
دادگستر خواهان میشوند ، سپس زوت واژه ی < ویسپو خاتم > ،
Vispoo
Khaatem
را درحالیکه
شاخه های < مورد > در دستش به دو تا میرسد ، گفته و شرکت کنندگان نیز هماهنگ
شده و دو انگشت دست را بالا میگیرند و پیروی از اندیشه و گفتار و کردار نیک
در زندگی را از اهورامزدا خواهان میشوند ، در پایان این سروده نیز ، سرود <
اَشِم وُهو > را خوانده و انگشتان خود را بوسیده و بردیده میگذارند .
سپس < هَمازوردَهمان > خوانده میشود که از برای همبستگی
انسانها برای مبارزه با کژی است و در پایان این سروده < دِهموبد > ،
Dehmoobed
(کسی که مسئول هماهنگی مراسم ها میباشد) آتشدان را از سرسفره
برداشته و بر آن کندُر و سندل نهاده و میان شرکت کنندگان میگرداند و به هرکس
که میرسد ، هَمازوربیم میگوید و همان را میشنود (هممازوربیم بچم این است که
با هم همبستگی داشته باشیم )
|
|
|
<
آیین نوزودی
> |
|
|
کسانیکه میخواهند موبد زرتشتی بشوند ، باید مراحلی از جمله
یادگیری گات ها ، اوستا ، یسنا و یشت ها را به خوبی پشت سر گذارده و با
چگونگی اجرای مراسم ها آشنا شوند و پس از این دوره ها برای وی آیین نوزودی
برپا میشود که در آن فرد مورد نظر و همچنین موبدان و شرکت کنندگانی گردهم
میآیند و با آیین ویژه ای فرد از نوزودی به موبدی میرسد ، این آیین بیشتر در
بامداد انجام میشود .
واژه ی < نوزودی > از دو بخش < نو > بچم تازه و جدید و < زود ، زوت > تشکیل
شده که < زوت > موبدی است که در آیین ها و جشن ها و یزشن خوانی ، هماهنگ
کننده ی مراسم میباشد .
درگذشته ، پیش از آیین نوزودی ، فرد برای نه شبانه روز < بَرِشنوم > ،
Bareshnoom
میشد (و یا نُشوه > ،
Noshva)
که در این دوره با خوراک های ساده و نیایش هایی ، در فرد ایجاد پاکی و درستی
میشده است .
|
|
|
<
لُرک > |
|
|
< لُرک > ،
Lork
مخلوطی است از مغز بادام و پسته و فندق و گردو و همچنین کشمش
، قیسی ، خلال نارگیل ، خرما و از اینگونه خشکبار که در یک سینی بزرگ ریخته
میشود و بر سر سفره های آیین های دینی و یا جشن ها نهاده میشود ، البته لرک
آیین های دینی ، کمی با لرک جشنها تفاوت دارد . |
|
|
<
کماج شیرین
> |
|
|
< کماج شیرین > گونه ای نان شیرینی است که ساخته شده از آرد ، روغن ، شکر ،
هل ، گلاب ، و مغز بادام و گردو میباشد که برای آیین ها تهیه میشود .
|
|
|
 |
|

|
|