فِرَوَهر


واژه ی < فِروَهر> ، Fravahr که دراوستا به گونه ی < فره وَشی > آمده است ، ازدو بخش ساخته شده است :
یکی< فِرَ> ،
Fra که بچم فرا و پیش است و دیگری < وَش > ، vash و بچم افزاینده و پاس کننده است ، که روی هم رفته می توان آن را (پیش افزاینده) دانست ، همچنین < وَهَر> ، vahr را بچم برنده نیز دانسته اند ، که آنگاه واژه ی < فروهر> بچم ( پیش برنده) می شود .
حال این فروهرچیست؟
بنا برآنچه دراوستا آمده است (یسنای 26 بند 4) ، نهاد آدمی از پنج نیرو به وجود آمده است:
 

 یک : اَهو ، Ahoo         دو : دَئِنَه ، Daena       سه : بَئوزَ ، Baooza 

چهار : اوروَن ، Oorvan     پنج : فِرَوَشی ، Fravashi
 

1.<اَهو> ، Ahou : نیرویی است از برای جنبش و حرکت آدمی ، نیروی غریزی زندگی جسمانی که آن رابچم (جان) گرفته اند ولی نه جان به معنای روح وروان ، که جان آن نیرویی که درانسان وجود دارد ، وبا مرگ جسمانی ، جان نیزفنا می شود .
2.< دَئنه> ،
Daena : این واژه همانی است که امروزه ، واژه ی دین و کیش ازآن گرفته شده است ونخستین باربه شکل دئنه دراوستا آمده است، ولی دراوستا بچم وجدان ونیروی تشخیص نیک ازبد آورده شده است ، نیرویی که دروجود آدمی گذارده شده است تا با سمت وسوی دادن با خود انسان ، راه نیک را ازبد برگزیند و انسان بایداین هدیه ی ایزدی را درخود بیدارنگه دارد.
3.< بئوذ> ،
Baoza : این واژه ی اوستایی ، درپهلوی به< بوذ > تبدیل شده است ونیرویی است ازبرای فهم و درک ، نیرویی که باید نیروهایی چون هوش وحافظه وقوای تمیزدهندگی را درآدمی اداره کند .
4.<اوروَن> ،
Oorvan :همان روح وروان آدمی است ، همانگونه که بئوذ برخی ازنیروهای درونی انسان را اداره می کند ، اورون نیزسرپرستی پایانی دیگرنیروها را برعهده دارد.
5.<فروهر> ،
farvahar : این نیرو ، نیرویی است اهورایی ، فروزه ای است ازسوی پروردگار در وجود انسان ، این نیرو را برترین گوهر وجودی انسان میدانند، که ازسرچشمه ی نور ومهربانی و راستی و رسایی و پاکی و جاودانگی آمده و از برای آن است تا انسان را به چنین صفاتی نزدیک کند وپیش برد وازکژی و دروغ بازدارد ، تا روح وروان آدمی را تا بدانجا پاک و روشن کند ، که انسان پذیرای راستی و حقیقت و قانون حاکم برجهان (اشا) شود. این پرتو پرفروغ ایزدی ، پیش از به وجود آمدن انسان به وجود آمده و آنگاه که کودکی زاده میشود، این نیرو در وی به ودیعه گذارده شده و تا پایان مرگ جسمانی وی ، با او خواهد بود ، سپس به جایگاه پاک واصیل خویش بازمی گردد .
ازمیان این پنج نیروی گفته شده ، تنها< اَهو > (جان) است که فنا میشود و دیگرنیروها جاودان می مانند .
حال می پردازیم به نگاره ای که در پایین  این برگه از تارنما دیده می شود وآن نیز < نگاره ی فروهر> نام دارد ، که به اشتباه آن را <اهورا مزدا> می نامند ، که نه تنها اینگونه نیست ، بلکه
تنها نامش < فروهر> بوده و نماد نیروی فروهر نیزنمی تواند باشد ، چرا همانگونه که برای < اهورا مزدا > نمی توان نماد و نشانی جسمانی و مادی درنظر گرفت ، برای فروزه ای و پرتوی از نیروی اهورایی که همانا نیروی فروشی باشد نیزنمی توان نماد و نشان جسمانی درنظرداشت .
به هر روی این نگاره ، ازدوران مادها و دوران پرشکوه هخامنشیان به جای مانده ، به گونه ای که در دوران هخامنشیان نماد ونشانی بوده است برای درفش ایرانیان باستان و پیروی ازمفاهیم آن را موجب سربلندی و پیروزی میهن می دانستند و آنگونه که به آن خواهیم پرداخت ، این نگاره در برگیرنده ی باورهای بنیادی کیش زرتشتی می باشد .
هفت رمزنمادین نهفته دراین نگاره به گونه ی زیرهستند :
1.اساس این نگاره پیرمردی سالخورده را نشان می دهد که قصد آن دارد تا چیزهایی را به ما بفهماند ، نخست آنکه برای رسیدن به رسایی و کمال باید از تجربه های پیران خردمند سود جست و حال خود این تجربه ها :
2. دستِ راست این نگاره بسوی بالا و جلو کشیده شده است که نمادی از نیایش است و به این اشاره دارد که آدمی باید پیوسته رو به سوی پیشرفت و رسایی داشته باشد.(همان پیش برندگی)
3. در دستِ چپ این نگاره ، حلقه ای است که با توجه به باورهای آیین مهر، می تواند نماد ونشان عهد و پیمان و وفاداری باشد ، در واقع این نماد حلقه همانی است که اروسان و دامادان امروزه به نشان پیمان و وفاداری ، حلقه ای درانگشت دست چپ یکدیگر می کنند که این حلقه دراین نگاره نه تنها چنین پیمانی میان انسان ها بلکه نشان از پیمان انسان با اهورای یکتا است پیمانی برای پیوسته پیرو راستی و اشا بودن ، پیمانی برای مبارزه ی همیشگی با دروغ .
4. بال گشوده ی این نگاره نشان ازآن دارد که آدمی می بایستی با بال های گشوده به سوی راستی و پاکی پرواز کند ، که بال ها از سه بخش تشکیل شده که نشان از آن دارند که بال های انسان برای چنین آرمانی باید همانا< هومت ، هوخت و هورشت > باشند ؛ (پندار و گفتار و کردار نیک)
5. دور کمراین نگاره ، حلقه ای بزرگتر قرار گرفته که میتواند نماد گردش بی پایان زندگی و دنیای ازلی باشد ، نمادی از برون و درون دنیا ، و یا نشان از رهایی و وابستگی انسان ا ز امیال ناهنجار و یا گردش همیشگی قانون اشا باشد .
6. از حلقه ی دور کمر دو رشته ی باریک در دو سوی حلقه کشیده شده است ، که همانا رو در رویی همیشگی نیکی و بدی است ، یکی نماد < انگره مینیو> که همانا خرد تباه کننده باشد و دیگری < سپنته مینیو> که خرد پاک و افزاینده باشد و انتخاب هرکدام به اختیار انسان است .
7. پایانی ترین بخش این نگاره ، خود دارای  سه بخش است که همانا : < دُ ژمت ، دُ ژخت و دُ ژورشت > است و از آن رو در بخش پایین نگاره قرار گرفته که نماد به زیر افکندن و رها کردن پندار و گفتارو کردار بد باشد .
بنابراین ، این نگاره چنین پیامی را میرساند :
ای انسان ِ با خرد ، تو باید همواره در تلاش برای رسیدن به کمال و پیشرفت باشی و برای دستیابی به چنین آرمانی ، باید چونان پیرمردی خردمند و با تجربه ، با پروردگارت پیمانی ناگسستنی ببندی ، راه نیک را برگزینی و با یاری پندار و گفتار و کردار نیک و به زیر افکندن پندار و گفتار و کردار بد ، به سوی یکتا اهورای گیتی به پرواز درآمده و به دنیایی ازلی و ابدی و جاودان برسی .
 

                                                                                                                                                                                                                                   ایدون باد


                         

نگاره ی فروهر