سخنی با دوستان


روزگارانی گذشته است ، و باز نیز میگذرند و چه زیبا باشد تا به آگاهی بگذرند

 دوستان ، هم میهنان ، از آنجایی که بسیاری دشواری ها که امروزه بر ما میرود ، از آگاه نبودن خودمان به آنچه داشته ایم سر چشمه میگیرد ، بر آن شدم تا از این راه ، گوشه هایی از افتخارات میهنمان را گرد آورم تا بدین راه  و دیگر مسیرها ، بتوانیم بر دارایی های گران بهای  خود آگاه بوده و با پشتوانه ای چنین پایدار و استوار، هرچه سربلند تر بسوی یک زندگی زیبا گام برداشته و جهانی را با خود همراه سازیم  .

در این میان برآن شدم تا به چنین سخنی بپردازم : < زرتشت > ، چرا که از جمله نشانه های خرد انگیز سرزمین اهورایی مان ، بپا خواستن انسان خردمندی چونان < اشو زرتشت > از آن میان بوده است ، از سویی آنچه امروز بر سر مردمان چنین سرزمینی میآید ، که روزی ندا دهنده ی تمدن ، آزادی ، انسانیت و بسیاری زیبایی های دیگر بوده اند ، نشان از آن دارد چه ، ما بنیاد و پایه های اساسی و راستین آن آیین پرفروغ و دیگر دارایی های با ارزش خود را نشناخته و در پی هجوم فرهنگی و نظامی بیگانه ای ، تسلیم آن فرهنگ شده و از آنجا پایه ای برای پس رفت خودمان نهادیم

اما هرگز دیر نخواهد بود برای بازگشت ها ، هرگز ، چه :

  هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش

   باز جوید روزگار-ی- وصل خویش

پس بیایید تا ابتدا خود با این آیین و روش ایرانیمان آشنا شده ، سپس بر آن باشیم تا دیگر دوستان را آگاه به چنین افتخاراتی کنیم ، چه با این کار ، نه تنها وظیفه یمان را در برابر خود و دیگران انجام داده ایم ، بلکه وظیفه ی عاطفی ، اخلاقی و انسانیمان را نیز به میهن و فرهنگ کهن خویش ادا خواهیم کرد .

نکته ی مهم دیگر این است که ما میتوانیم با آگاهی از آنچه از ما و برای ما بوده است ، و از مقایسه ی آن با دیگر افکار و دیدگاه های مهاجم ، به این نتیجه برسیم که: هر قومی را پیامبری است از میان همان قوم و اینکه هیچگاه ملتی نخواهد توانست با دستورات و راهنمایی هایی چه برای دیگراقوام بوده است، جایگاه راستین ِانسانی خویش را پیدا کند، چه اگر چنین نبود ، پروردگار، تنها یک قانون و روش را برای هدایت انسانها -از ابتدایی ترین تا به پایان- پیش میگرفت ، که البته چه بسیارند کسانیکه یا از قوم خود پیش ترند و یا آنکه پس تر ، چه اینان بیگمان میبایستی بنا بر خرد و فهم خویش ، آیین و روش دیگر اقوام را برگزینند ، چونانکه بسیاری ایرانیان هستند چه از روی نیاندیشیدن و خرد کم و یا از روی غوطه ور شدن در تعصبات و کوربینی ها، به آسانی قادر به درک و پذیرش آیین پرمهرو فروغ  زرتشتی نیسنتد .
حال برای رسیدن به آرمان های خود ، میبایستی تا سهراب گونه ، چشم ها را بشوییم و جور دیگر بنگریم و بدور از تعصب نسبت به فکرو اندیشه ای ، هرآنچه را که از روی خرد خویش حق و راست میدانیم بپذیریم و نه آنکه از روی بغض و کینه و کوربینی ، حق را رد کنیم وبا پافشاری برناحق و دروغ ، روزگاران بیشتری را در غفلت و ناآگاهی  بسر ببریم .
پس بر ما جوانان این سرزمین اهورایی است چه اینها را ، چه گذشته ی ما هستند را بدانیم و بازگو کنیم ، البته در این راه دشواری ها فراوان است ، اما ما باید با اخلاقی ایرانی و فرهنگی  غنی ، حقایق را بیان کرده و با هوش و خرد خود بر دیگر جوانان و پدران و مادران ، اصالت و سرچشمه ی حقیقی خود مان را بشناسانیم .

در اینجا نیاز به این است که بیان شود ، از دیدگاه ما زرتشتیان و بسیاری دیدگاه ها و دیگر ادیان ، انسانها در گزینش دین خود آزادند ، بنا براین ما از نظر دینی هیچگونه وظیفه ای در وادار کردن افراد به پذیرش کیش زرتشتی نداریم ، و حتی اجازه ی چنین کاری هم نداریم ، ما تنها بنا بر وظیفه ای که در برابر پیشینیان و میهن خویش احساس میکنیم ، چنین تلاشی را آغاز کرده ایم تا آیین های زیبای گذشته را هرچه سرزنده تر به دیگران شناسانده و در پاسداری آنها کوشا باشیم ، چه پیش زمینه ی چنین حرکتی برای همه ی آنهایی که چنین احساسی نسبت به میهن و ارزش های خویش دارند ، در ابتدا آشنایی خودشان به آنها میباشد ، چه ما در این تارنما چنین امکانی را فراهم آورده ایم .

از دیگر انگیزه های تشکیل این مجموعه ، شناساندن درست کیش و آیین زرتشتی به هم میهنان میباشد ، چراکه با شور بختی فراوان ، اندیشه های اشوزرتشت نه تنها به اندازه ی کافی بیان نشده است ، چه به دست بسیاری ، این اندیشه ها نا درست شناسانده شده است ، چه برخی از روی ناآگاهی چنین کرده اند و دیگرانی هم چه جامعه ی نا سالم ما آنها را روشن فکر قلمداد کرده و میکند ، با آنکه خودشان به اصل این کیش آگاه بوده اند ، ولی از نفوذ خود به خصوص در میان جوانان سوء استفاده کرده ، داده های نادرستی را به آنان ارائه کرده اند ، چه در بخشهای دیگربه برخی ازآنان اشاره  شده ، چه البته همگی اینان در برابر اندیشه های اشویی ِ زرتشت ، بسان پشه ای بیش نیستند .

در اینجا گذری کوتاه داریم بر فلسفه ی پذیرش دین از سوی بشر .

در واقع تنها هدف و والاترین هدف چنین پذیرشی ، پیدا کردن راهی برای بهتر زیستن واز سویی رسیدن به سرچشمه ی نور و کمال است ، ازین رو ما باید این مهم را پذیرا باشیم که ، انسانها با افکار گوناگون ، میبایستی که از مسیرهای گوناگون و متفاوت از هم نیز این راه را بپیمایند ، چه با چنین پذیرشی دیگر نباید درگیر تعصبات بوده ، و باید با فکری باز راه خویش را برگزینیم ، چه در اینجا سخن بهتر بودن و حتی کاملترین بودن دینی نسبت به دیگرادیان ، سخنی نادرست خواهد بود ، چرا که ممکن است همین کیش زرتشتی چه دست کم از سه هزاروهفتصد سال پیش تا به حالا ، دارای سخنانی به روز و جهانی بوده و بیگمان تا هزاره های پسین نیز چنین خواهد ماند ، با تمام اینها برای برخی که غوطه ور در جهل و ناآگاهی هستند ، و تعصبات مخربشان اجازه ی اندیشیدن بدانها نمیدهد ، نتواند راه گشا بوده و ابتدا باید از سطوح قابل فهم تری برایشان آغاز شود تا جایی که قادر به درک چنین افکاری شوند .

به هرگونه ، در پایان سخن گمان میکنم انگیزه های بیان شده کافی باشد تا نه تنها ذهن فردی را ، چه ذهن ملتی را به سوی برخاستن و کاری انجام دادن برانگیزاند .


با آرزوی پیروزی راستی


 یکتا پیروز بهدین


نشانی پست الکترونیکی گردآورنده ی تارنمای اشا :
 

E _ Mail Address : yekta.p@ashaa.net

yekta_ph@yahoo.com



نشان گروه اشا